یارگیری هسته ای و گم شدن "منافع دیپلماتیک" (تأملی بر ثابت های سیاسی پست مدرنیسم)

انگار آغاز ریاست جمهوری احمدی نژاد، مصادف شده با آغاز عملی شدن نظریه هانتینگتون. هر "قدرت" و "تمدنی" ممتد مواضع هسته ای ایران و آمریکا موضع گیری می کند و با "تاریخ" و سوابق مواضع کشورش "و به همراه نفع های دیپلماتیک البته" موضع گیری می کند.
ایران به یکباره چرخش موضع داده و شاهد قطع مذاکره از سوی اروپا می باشد و روی به کشورهایی چون پاکستان و آفریقای جنوبی می آورد. از آن سوی نیز آمریکا به متحدانی چون روسیه، چین و هند می اندیشد و تا پایان پروژه "خاورمیانه ی بزرگ/هماهنگ با آمریکا" پای فشاری می کند. آنطور که تاریخ معاصر نشان داده آمریکا در هر نقطه ای متمرکز شده، پروژه اش را به پایان رسانده و یا دست کم "جنجالی" را در نقطه ی ژئوپولیتیکی مورد نظرش ایجاد می کند و وزنه ی سیاسی را تا حد زیادی به سمت منافع خود می گرداند. این البته از قدرت آمریکا نشأت می گیرد و حق طلبی ممتد قدرت، ظاهراً طبیعی به نظر می رسد.

به نظرم برخی "ثابت های سیاسی" در عصر پست مدرنیسم غیر قابل تغییر است و یا حداقل اینکه تغییر آن فرایندی مدت دار را می طلبد. ثابت هایی چون امپراطوری مجازی امریکا بر دنیا. شاید امریکا به ظاهر چنین خصوصیتی را نداشته باشد و حتی بالقوه نیز به سمت خروج از این امپراطوری باشد، اما اینکه گاز بی رنگ و بوی مواضع امریکا فضای سیاسی جهانی را پر کرده، کتمان ناپذیر است. از این جهت است که امپراطور مجازی جهانی به عنوان یک "ثابت سیاسی" عصر حاضر شناخته می شود و حذف آن از معادلات سیاسی نامعقول به نظر می رسد.

من شخصاً تا کنون متوجه نشده ام که مسئولین جدید با چه معادله و حربه ای مذاکره با اروپا را از دست داده اند. هر چه می اندیشم، نمی توانم به خودم بقبولانم که با قطع مذاکرات با اتحادیه اروپا، ایران به جایگاهی بهتر از جایگاه کنونی می رسد. به نظرم آن چیزی که در عصر حاضر سیاست ایران را "رنج" می دهد، غلبه ی ایدئولوژی های اسلامیزه شده بر منافع حداقلی دیپلماتیک است. تضادی که هنوز ایران نتوانسته با شفافیت با آن برخورد کند. از یک سو ایران هر ایدئولوژی را جاری دستگاه دیپلماسی خود می کند (مسائلی چون حمایت از حزب الله و فلسطین) شاهد منزوی شدن خود در عصر حاضر می شود، از سویی دیگر جوامع سکولار و حکومت های لائیکی چون ترکیه را می بیند که "منفعت" را به عنوان اصلی ترین هدف خود در برخورد های دیپلماتیک در نظر می گیرند و به سرعت بر پله های منفعت های سیاسی گام می نهد. هر چند که این منفعت ها، غالب باشند بر ایدئولوژی های اسلامیزه شده.

ایران در یارگیری هسته ای، آری، گزینه نخست را برگزیده است. ایران، با نادیده انگاشتن "ثابت های سیاسی" هزینه گزافی را خواهد پرداخت. گم شدن "منافع دیپلماتیک" ثمره ی این انتخاب خواهد بود. در جهانی که با معادلات پیچیده ی سیاسی، هیچ چیز قابل پیش بینی به نظر نمی رسد و هر کشوری در پی نفع خود است، بازی با امپراطور مجازی ریسک بزرگی را می طلبد. در این معادله سیاسی ایران اگر برنده شود هم البته، به منافع مهمی دست خواهد یافت. همانطور که اگر بازنده شود "که به علت گزینه ی نخست انتخابی احتمالش هم بیش از پیش است" باید بهای سنگینی را بپردازد.

/ 1 نظر / 6 بازدید
پاسداران

نه سعيد! اشتباه شما همينجاست. حفظ اين ايده هايي كه به نظر تو غالب هم شده بر سودجويي هاي سياسي بسيار مهم تر است از همه ي اهداف در ديپلماسي. بايد اولويت بندي كرد مسائل را.