روسيه يا امريکا؟ (چند خط رُک و پوست کنده، در آستانه بحران اتمی) <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

من دیگر دارم به شدت به "نامرد بودن" روسها، ایمان می آورم. در اواخر دوره ریاست جمهوری خاتمی، الکساندر ماریاسف،‌ سفیر سابق روسیه در تهران قول داد پوتین به تهران سفر کند و قول حمایت از "فعالیت های هسته ای" را به ایرانیان بدهد. اما پوتین نه تنها به تهران هرگز سفر نکرد، بلکه از آن زمان تاکنون، دولتمردان کشورش، یکی پس از دیگری مواضع دولتمردان ما را که خفت بار پی آنان می روند و کاسه گدایی دیپلماسی خود را مقابل قدرت "وتوی" آنها دراز کرده اند، محترمانه سرکوب می کرد. آخرین باری که وزیر امور خارجه روسیه هم به تهران آمد، مقامات صراحتا اعلام کردند مسکو توقعات تهران را برآورده نمی کند.
این برخورد دوگانه روسیه "که بر خلاف هیاهوی ایران پشیزی برای منافع ما هم اهمیت قائل نیست" پیش از آنکه نشان دهنده نفع طلبی و "به نرخ روز نان خوردن روسیه باشد"، نمایانگر درماندگی ما در سیاست خارجی است!

دیگر بس است بازی. ایران باید مذاکره رسمی و مستقیم را با امریکا شروع کند. امریکا اگر چه سیاست حق طلبی ممتد قدرتش برای همه دردسرساز شده، اما هر چه باشد، فعلا به عنوان یک واقعیت موجود جهانی به عنوان اثر گذارترین کشور دنیا در روابط بین الملل، هر آنچه اراده کند را اگر به سرانجام نرساند، دست کم درصد بالایی از آن را اجرا خواهد کرد.
در بدبینانه ترین حالت، ایران با امریکا به توافق هسته ای نخواهد رسید. در این صورت وضعیت تازه می شود مثل وضعیت کنونی. شاید توجیه مخالفان این ایده برای نشکستن چنین تابویی، خدشه دار شدن استقلال ملی باشد. اما اصلا چنین نیست.
دیروز  لاوروف در دیدار با رایس اعلام کرده طرح کشورش تا دست نکشیدن کامل ایران از غنی سازی  و تحقیقات آزمایشگاهی شدنی نیست. این موضع دقیقا موضع امریکا است و ما هیچ چیز "فوق العاده" ای را در دیپلماسی روسها ملاحظه نمی کنیم.
"ظاهرا لاریجانی در مسکو از میز مذاکره با حالت قهر بلند شده و این امر بازتاب بسیاری هم در رسانه ها داشته است"

کوتاه کنم؛
ایران باید با امریکا مذاکره کند و در قبال تعلیق زمانبندی شده غنی سازی، امتیازات سیاسی و اقتصادی بگیرد و جایگاه خود را در سطح بین الملل ارتقاء بخشد. این آخرین راه دیپلماسی است. ما با روسیه به توافق نخواهیم رسید. حتی اگر با نگرشی "تجربی" و "تاریخی" به این پدیده بنگریم، بر خلاف گفته آقای لاریجانی، روسها را معتمد تر از امریکا نخواهیم دید. ما سالها تحت استعمار روسیه بودیم و بسیاری از فلاکت های ما به آن دوره باز می گردد. اکنون نیز داریم با نهایت بیداریمان این اصل را تجربه می کنیم. با شعار "قهر قهر تا روز قیامت" حتی نمی خواهیم رودرروی امریکا بنشینیم و با آنها مذاکره کنیم. یعنی ایران از کره شمالی هم برای دنیا دردسرساز تر است؟ از سوریه چطور؟ جالب است، پیونگ یانگ و واشنگتن، - همه می دانند- بدترین مواضع را تا حد تهدید به جنگ علیه یکدیگر می گیرند اما به راحتی نمایندگانشان در نشست های شش جانبه حل بحران اتمی کره، گرد هم آمده و در شرایط مختلف، رو در رو مذاکره می کنند.
مگر استقلال ملی ما تاکنون خدشه دار نشده؟ ما عملا از "خط قرمزمان" -به زعم آقای وعیدی- هم عبور کرده ایم. ما حاضر به تعلیق شده ایم و فقط تحقیقات را می خواهیم اما مورد پذیرش قرار نمی گیرد! امریکا گم به گام دارد به مرادش نزدیک می شود؛ هند و چین و روسیه و اروپا و بخش مهمی از اعضای جنبش عدم تعهد را همراه خود کرده. وزیر خارجه امریکا به اروپا و افریقا و آسیای شرقی و خاورمیانه سفر می کند و با سلاح "گاف های دولتمردان ما" ظرف مدت چهار ماه همه را علیه ما متحد می کند. این آخرین، منطقی ترین، و شاید تنها ترین راه باقیمانده در دیپلماسی هسته ای باشد.

/ 2 نظر / 8 بازدید
مهدی

مذاکره با امريکا به اين راحتی هم که ميگويی نيست. ولی تا حد زيادی درست می گويی.

حمیدرضا

سعيد جان ! در اينکه روسيه قابل اعتماد نيست با تو هم رايم .اما با راه حل تو موافق نيستم. به نظر من می توان به برنامه زير فکر کرد : ۱ـ آزادی فوری و بی قيد و شرط زندانيان سياسی و سندیکایی . ۲ـ رفع توقيف از مطبوعات و منع سانسور بطوريکه همه انديشمندان و نخبگان بی هيچ واهمه ای با نظر به منافع ملی وارد چرخه هم انديشی شوند. ۳ـ آزادی احزاب ، اتحاديه ها، صنوف ، سنديکا ها و تشکل های غير دولتی ۴ـ تشکيل يک کنگره ملی با حضور همه سلائق ( چه آنانکه در داخل ايرانند ، چه آنانکه خارج از ايرانند ) ۵ـ تعهد حاکميت به تن دادن به نتيجه اين هم انديشی ....به نظرم تنها با درپيش گرفتن چنين اقداماتی منافع ملی ما به صورت حداکثری تامين می شود . نتيجه ای که يقينا از مذاکره با آمريکا يا اروپا و روسيه و هیچ کشور دیگری حاصل نخواهد شد...البته گفتم که تنها می توان به این مبرنامه فکر کرد ! چرا که ظاهرا عقلانیتی در آقایان مشاهده نمی شود !!! ....