خاورميانه بزرگ

اشاره: مسائل تازه خاورمیانه، "درهم تنیدگی" پیش بینی های مربوط به طرح خاورمیانه بزرگ، مناسبات تازه بین المللی و اثر بسیار زیاد منطقه نفت خیز در آن، انتخابات غیر منتظره ریاست جمهوری ایران و اخبار تازه و عجیب از احزاب اسرائیل "به عنوان دو نقطه خبر ساز منطقه"، نیز علاقه ی شخصی ام به روابط بین الملل و یک ساعت بیکاری در محل کار همه و همه باعث نوشتن این متن بلند شده است.
 
آیا طرح خاورمیانه بزرگ محقق خواهد شد؟
بعد از یازدهم سپتامبر و تصمیمات تازه جمهوری خواهان امریکایی (که با شعار "جهان بدون تروریسم" و "هر که با ما نیست علیه ماست") به دو جنگ معروف افغانستان و عراق دست زدند، پروژه اي اساسي  در منطقه تحت عنوان  طرح خاورمیانه بزرگ از سوي امريكا مطرح شد  که با اهدافی چون ایجاد صلح در خاورمیانه، خاورمیانه بدون تروریسم، خاورمیانه دموکراتیک و ایجاد دو کشور مستقل فلسطینی و اسرائیل، بحث ها و تحلیل های بسیاری را بوجود آورد.

1- جنگ عراق و افغانستان، ظهور عملی نومحافظه کاران و آغاز اغتشاش در منطقه.
در قرن بیست و یکم شما وقتی می شنوید کالین پاول ابتدا در سازمان ملل مدارکی را مبنی بر وجود سلاحهای کشتار جمعی در عراق مطرح می کند و بعد از شخم زدن عراق توسط نیروهای امریکایی، کاندولیزا رایس دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی امریکا اعلام می کند "ممکن است اصلا در عراق سلاح کشتار جمعی وجود نداشته باشد" نباید تعجب کنید! چون با نومحافظه کارانی روبرو هستید که با ایدئولوژی "هراس از تروریسم" و با منطق "حق طلبی ممتد قدرت" دست به هر کاری می زنند. در واقع اولین اغتشاشات در منطقه خاورمیانه پیدایش اصلی ترین هراس امریکا بود: مهد تروریسم.
از طالبان گرفته تا پاکستان و ازبکستان و اردن و در اواخر عراق، گروههای مختلف تروریستی رشد کردند و اکثر غریب به اتفاق آنان ترور های خود را "انتقام از سیاست امریکا" عنوان می کردند. در واقع موشک های ده ها هزار دلاری امریکا بر چادر های ده دلاری افغان های طالبان برخورد نمی کرد، بلکه بر "تفکر" و ایدئولوژی طالبانی (که کاملاً بازتاب و انعکاس سیاست های امریکا بود) فرو می ریخت.

2- ایران و امریکا

<مسأله هسته ای- حقوق بشر- مواضع خصمانه و مدافعانه- رقابت بر سر تعمیق رابطه با اتحادیه اروپا>
بی تردید پر فراز و نشیب ترین پرونده سیاسی ایران در سطح بین المللی که در بسیاری از مناقشات اثر مستقیم گذاشته، پرونده فعالیت های هسته ای ایران است. شاید اثر مستقیم این پرونده در خاورمیانه، به جز رابطه خصمانه ایران و اسرائیل در رابطه ایران و چند کشور خاورمیانه (مثل مصرو امارات و اردن) اثری مستقیم گذاشته است. تا جایی که شاه اردن به فردی ضد ایرانی ممتد رابطه اش با امریکا معروف می شود. نیز پر رنگ شدن چالش های دیرینه ایران و مصر (که حتی از نسیم بهبود این رابطه چند ماهی بیشتر نگذشته بود) یکی از دلایلش همین مساله هسته ای بود.
وضعیت حقوق بشر در ایران، عاملی بود که روز به روز مورد انتقاد امریکا و غرب قرار می گرفته (و می گیرد). حقوق بشر خود یک استراتژیک بسیار مهم برای امریکا و پروژه اش است. به این جهت که با پررنگ کردن این نماد و اندیشه های خاص حقوق بشری در کشور هایی چون ایران و عربستان و افغانستان و کشورهای مشابه باعث ایجاد برگ برنده ای برای تکمیل پروژه خاورمیانه بزرگ شده. در این امواج پر قدرت "جهانی شدن" و اندیشه فراگیر و چالش بین سنت و مدرنیسم و حرکت ناخواسته به سمت "لیبرال دموکراسی" کشورها، باعث هموار تر شدن خاورمیانه بزرگ از روزنه "حقوق بشر" شده.

3- سوریه و لبنان

<آغاز برخورد سياسی امریکا و سوریه- قطعنامه 1559 سازمان ملل- ترور رفیق حریری و گزارش مهلیس، تظاهرات در سوريه و لبنان، نفوذ حزب الله و مواضع دولتمردان دو کشور>
از آغاز خروج نیروهای سوریه از لبنان هنوز چند ماه نمی گذرد که به یکباره همه معادلات سوریه در "جلوگیری از طرح امریکا" به هم ریخته. آن زمان که قطعنامه 1559 به پشتیبانی فرانسه و امریکا به تصویب سازمان ملل متحد رسید و باعث خروج نیروهای سوری از لبنان شد، بشار اسد گمان می کرد بعد از خروج نیروهایش دیگر با نگرانی "سیطره مجازی امریکا" سر بر بالین نمی گذارد. بزرگترین دردسر بین المللی سوریه بعد از آن آغاز شد: ترور رفیق حریری، نخست وزیر اسبق لبنان و گزارش مهلیس، حقوقدان آلمانی از اتهام مقامات سوری در دست داشتن در ترور رفیق حریری. تظاهرات پي در پي در لبنان و سوريه با مخالفت سياست هاي مقامات سوريه و لبنان نشان دهنده وزش نسيم "انديشه جهاني شدن" در اين منطقه از خاورميانه بود. حتي نفوذ و قدرت حزب الله لبنان هم باعث جلوگيري از اين تنش نشد. (ولي اثر بسيار زياد اين حزب با نفوذ و قدرتمند در مناسبات سوريه و لبنان كتمان ناپذير است). اكنون كه با كشته شدن يكي از نمايندگان ضد سوري پارلمان لبنان  و تأييد گزارش اول مهليس بحران در غرب منطقه به اوج خود رسيده، غايت نهايي سوريه در مقابل سياست هاي امريكا مبني بر عدم پذيرش خاورميانه بزرگ در هاله اي از ابهام قرار مي گيرد. 

4- احزاب اسرائیل و رویکرد تازه شارون

<مرگ عرفات- ظهور ابومازن و نشست شرم الشیخ- خروج از غزه و انشعاب احزاب در اسرائیل>
مرگ عرفات و ظهور محمود عباس را مي توان نقطه عطفي از مناسبات فلسطين و اسرائيل در نظر گرفت. توافق هاي پي در پي ابومازن و شارون مبني بر توافق هاي "صلح" و ديدار در نشست شرم الشيخ (كه از عالي ترين سطوح كنفرانس بين المللي در قرن بيست و يكم به حساب مي آيد) نيز بر اين اصل مهر تأييد مي زند. گرچه طرفين بارها يكديگر را به نقض تعهد متهم كرده اند ليكن سياست "صلح طرفين" كه در اهداف سياست خارجي آمريكا از آن نام برده شده، سياستي است كه براي رسيدن سريعتر امريكا به غايت نهايي اش (خاورميانه بزرگ) كمك بسياري مي كند.
اما خروج از غزه را مي توان از حساس ترين مسأله فلسطين و اسرائيل نام برد. هر چند كه در اسرائيل افراطيون مخالف اين عقب نشيني بودند، ليكن شارون با ترك غزه به اهداف بزرگ تري مي انديشيد. اهدافي چون "ادامه ترور" تحت لواي صلح و توجيه عملكرد اسرائيل با "مظلوم نمايي" ناشي از عقب نشيني از نوار غزه.

احزاب اسرائيل:
استعفاي شارون از حزب ليكود و تأسيس حزب "پيشرو" به منظور ايجاد مانوري بيشتر در مسائل سياسي خاورميانه از تحولات بسيار مهم اسرائيل به شمار مي رود. پيوستن شيمون پرز (رهبر سابق حزب كارگز اسرائيل) و اخيراً شائول موفاز به حزب شارون، نشان از عزم جدي شارون در حزبي متعادل تر "و راست گرايي چون ليكود" دارد.
بحران در حزب ليكود و كاهش محبوبيت عمومي اين حزب  احتمالاً وضعيت انتخابات آينده اسرائيل (و در ديدي گسترده تر وضعيت پروژه خاورميانه بزرگ) را در هاله اي از ابهام قرار خواهد .

۵- مصر و انتخابات پارلمانی.
هر چند كه دولت مصر خود اثر مستقيمي در تحولات خاورميانه ندارد، اما از روابط مصر با ديگر كشورهاي منطقه و امريكا، مي توان در مورد آينده خاورميانه پيش بيني كرد. بعد از پيروزي نه چندان مستحكم حسني مبارك در انتخابات رياست جمهوري، اينك اين انتخابات پارلماني مصر بود كه نسيم ليبراليسم در آن مي دميد: اخوان المسلمين بزرگترين حزب مخالف دولت اكثر كرسي هاي پارلمان را در اختيار گرفت. هر چند كه اكثر انتخابات مصر با معيار هاي حداقلي دموكراتيك همخواني چنداني نداشت (و جالب اينكه در انتخابات رياست جمهوري هم تنها 23 درصد از كل واجدين شرايط شركت كرده بودند) اما اين بار با ظهور اخوان المسلمين، اغتشاشات خاص خاورميانه اي نيز به سمت مصر كشيده شد و بازداشت هاي دولتي، زندانيان سياسي و به تبع آن بي ثباتي سياسي افزايش يافت.

۶- اتحادیه اروپا و تاثیر آن در خاورمیانه
بعد از افزایش اتحادیه اروپا به بیست و پنج عضو، ناگهان اثر گذاري اروپا در جريانات سياسي بين المللي، به طرز شگفت انگيزي افزايش يافت. طوريكه ايران و امريكا، بر سر جلب نظر اروپا در مورد پرونده هسته اي ايران رقابت شديدي را آغاز كردند. پارلمان اروپا البته هميشه به دنبال راههاي ديپلماتيك بوده و خواستار نماياندن اروپا به عنوان "ترازوي ديپلماسي" و "مركز تعادل بين المللي" به جهانيان بوده است. اين اثر جهاني اروپا اينك به خاورميانه رسيده و در تحولات آتي آن بسيار اثر گذار خواهد بود. تصويب بيانيه هاي متعدد عليه كشور هايي چون ايران، سوريه، مصر، اردن و اسرائيل و كنفرانس هاي مختلف در ارتباط با عراق  نشان دهنده تمايل اروپا دراثر گذاري در اين منطقه حساس دارد.

به نظر مي رسد با اين تحولات تازه و پيچيده در نقاط مختلف منطقه، طرح امريكا به نوعي غير قابل پيش بيني و در هاله اي از ابهام قرار گيرد. (هر چند كه تحولات تاكنون اغلب در راستاي اهداف امريكا بوده است). بايد منتظر ماند و نظاره گر تحولات آتي بود. مسائلي چون پرونده هسته اي ايران و نتيجه مذاكره ايران و اروپا، انتخابات مجلس عراق و درجه ثبات در اين كشور، بحران سوريه و رويكرد مقامات سوري و لبناني، ودر نهايت خواسته هاي جديد جمهوري خواهان امريكايي اثر بسياري در اين سلسله تحولات و پرونده پر كش و قوس خاورميانه بزرگ خواهد داشت.

/ 5 نظر / 5 بازدید
حميد فيض آبادي

سلام بر جناب جعفري! آقا نگفتيد در محل كار بيكاري هم داريد؟! راستي با قسمت ايران و امريكا خيلي حال كردم. موفق باشيد.

amir

سلام- در مورد اون موشک ها کاملا درست نوشتی فقط حماقت امزيکايی ها رو نبايد فراموش کنی

امیر حسین

سلام.مطلبت خيلی جالب بود.به من هم يه سر بزن.موفق باشی.