مختصر، گویا و اندکی عصبانی./ آقاى احمدى نژاد بايد به اين پرسش پاسخ دهد كه اگر هدف از نامه نگارى به جورج بوش جز يافتن راهى براى حفظ اقتدار (بهره مندى ايران از انرژى هسته اى)، صلح (پرهيز از جنگ و خشونتى كه آمريكا درصدد تحميل آن است) و توسعه ايران (پرهيز از تحريم و محاصره اقتصادى) نبوده، با چه تحليل و جوازى بر ربع قرن اندوخته قطع رابطه و مذاكره و مكاتبه با آمريكا (كه مى توانست در هر مذاكره اى برگ برنده ايران باشد) چنين چوب حراج زده است؟ به چه حقى رئيس جمهور از وظايف قانونى خود به عنوان مجرى اراده ملت و نماينده نظام به جايگاه يك دعوت كننده تغيير موقعيت داده است؟/ از محمد قوچانی- شرق

/ 2 نظر / 16 بازدید
حميدرضا

من که ديگر مدتهاست از قوچانی نااميد شده ام ! بخصوص از وقتيکه مقاله نوروزی اش را با عنوان *برخاستن چپ از دنده راست * خواندم ....خب مرد حسابی يک دفعه بگو رئيس جمهور يعنی سردار سازندگی و بس ... خيال همه رو راحت کن ديگه! به همين مقاله نگاه کن : يک جا می گويد کار رئيس جمهور [ اجراى منويات نظام سياسى است كه از سوى نهادهايى مانند مجلس، شوراى نگهبان، مجمع تشخيص مصلحت يا رهبرى تعيين مى شود. اين نكته اى بود كه اصلاح طلبانى چون خاتمى بسيار دير به آن رسيدند ..] و جای ديگر در همين مقاله می نويسد : [..مردم ايران به خاتمى راى داده بودند كه براى آنان دموكراسى به ارمغان آورد اما او بيش از آنكه دموكراسى را مستقر سازد درباره دموكراسى نظريه پردازى كرد. ..] ...بالاخره آقای قوچانی کار رئيس جمهور اجرای منويات نظام است يا تحقق اراده مردم ؟!!!!! واقعا نقد خاتمی در اين يادداشت چه لزومی داشت ؟ حالا خاتمی به کنار ! روشنفکران مذهبی را چه کار داری تو آخه ؟ بيچاره اينها ! مرغ عروسی و عزا شده اند ! هر که از راه می رسد انگاری بايد يکی هم تو سر اينها بزند !...ايا قوچانی هاشمی پناهگاه امنی نيست ! باور کن .