گفتگو

"موجودیت انسان عبارت است از ارتباط ژرف. بودن یعنی ارتباط حاصل کردن...بودن یعنی بودن برای غیر و از طریق او، برای خود...باید به خود در غیر دست یافت."<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

                                                                                           میخائیل باختین

  

 مدتی است که بیشتر مطالعاتم حول موضوع پایان نامه ام تمرکز پیدا کرده و اطلاعات پراکنده قبلی ام در حال  سامان یافتن است. هر چه بیشتر در مفهوم و معنای "گفتگو" غور می کنم، در عظمت این استعداد بشری غرق تر می شوم و هر چه بیشتر به تبعات به کار انداختن آن می اندیشم، جهان های دیگری به رویم مکشوف می شوند؛ جهان هایی که هریک رنگ و بویی به مراتب دل نواز تر از جهان کنونی ما دارند.

 

   دیر زمانی است که توجه به تأثیرات معجزه آسای " گفتگو" در اندیشه های  اندیشمندان و بیانات سخنوران جا خوش کرده است، لیکن هنوز فاصله ی بسیاری وجود دارد از ذهن و زبان تا گوی و میدان. هنوز انسان در استفاده کردن از این دست و پای خدا دادی، کودکی بیش نیست.

 

   از سفسطه های سوفسطاییان و دیالوگ های سقراطی- افلاطونی در عهد باستان تا دیالکتیک هگلی ها و مارکسی ها در دوران جدید گرفته تا نظریات معاصرین درحوزه های گوناگون علوم انسانی مثل فلسفه، الهیات، روانشناسی، جامعه شناسی، علوم سیاسی و...همه وهمه از اهمیت و ارزش "گفتگو"،"بیان"،"مکالمه"،"گفتمان"، "هم اندیشی"،"مذاکره"،"بحث"،"ارتباطات انسانی"و...بسیار گفته اند؛ از مفهوم و معنایش، از فلسفه و بنیادش، از روش ها و اسلوبش، از فواید و آثارش و .... خصوصاً پس از چرخش فلسفی اندیشه های بشری از محور های "هستی" و "معرفت" به "زبان"، کاوش های فکری پیرامون این مفهوم فزون تر شده است. با نیم نگاهی به نحله های فکری عمده قرن اخیر( ازپدیدار شناسی و اگزیستانسیالیسم و هرمنوتیک تا فلسفه های تحلیلی وتفکرات ساختارگرا و ساختارشکن گرفته تا روانشناسی  اجتماعی و مباحث "تحلیل گفتمان" درعلوم سیاسی و نظریه هایی  مانند" ارتباط متقابل نمادین" و "کنش ارتباطی" در جامعه شناسی و...) به جرأت می توان این مفهوم را مهم ترین دغدغه فکری عصر جدید نام نهاد.

 

   شاید در آینده فرصتی دست دهد تا بیشتر به  این مهم بپردازم.  

رضا محمدی

/ 4 نظر / 2 بازدید
مهدی

سلام . وبلاگت قشنگه. به من هم سر بزن.

سعید

هنوز هم برای من رابطه ؛بيان؛ و ؛گفتگو؛ با مانيتور وجودی آدمی (همه چيز بودن انسان به واسطه آن) به نوعی ضد و نقيض است. / ضمناْ، بيشتر بنويس رضا جان!

حميدعبدالحسين

سلام.من وبلاگي ر.و بنام نقد از درون دارم.خوشحال ميشم از نظرات شما نيز استفاده نمايم.با سپاس

hamid

سلام. ای کاش ادامه بدهی اين يادداشت را...هرچند می دان که حالا سرت شلوغ است .می فهمی که : )